صفات کلیدی

خدابانوی دوشیزه
ملکه جهان زیرین
مظهر دوشیزگی
نماد دخترانگی
مظهر بهار
دخترِ مادر
نماد اضطراب جدایی از زندگی قبلی به یک زندگی جدید
معصوم
انعطاف پذیر
پذیرا و پذیرنده
نقش پذیر و منعطف
داری بستر آمادگی و یادگیری فراوان
بی تجربه
دختر ساده لوح
خطر گول خوردن
بی خیال و بی مسؤولیت و سر به هوا
وابسته
شخصیت مفعول و منفعل
تقلید کننده و دنباله رو
فنجان خالی و آماده برای پر شدن از هر چیز
از این شاخه به آن شاخه پریدن
بی خبر از توانمندی های خود
منتظر یک معجزه و تحول
عدم ارزش به خود
بی هدف و سرگردان
دنیای درون
سطوح بالای خودآگاهی

ویژگیهای شخصیتی

پرسفون مظهر دوشیزگی، بهار، پذیرش و دگرگونی و نماد اضطراب جدایی از مادر، و یا بطور کلی اضطراب جدایی از زندگی قبلی به یک زندگی جدید است. از دیدگاه روانشناسی شخصیت پرسفون بدلیل سفر به دنیای زیرین، عمیق بوده و می تواند به سطوح بالای خودآگاهی دست یابد.
پرسفون دو جنبه متفاوت دارد. دختر خامی که در مرحله اول زندگی است، تمایلی به فاعل بودن ندارد، احساس مسؤولیت نمی کند و کارهای خود را جدی نمی گیرد، یا زنی که راه سازگاری با تجربیات و رشد یافتن را بلد است. زن در مرحله پرسفون جوان همچون زیبای خفته یا سپید برفی است. نسبت به جنسیت خویش در خواب و بی هوشی است و منتظر است شهزاده اش از راه برسد و او را از خواب بیدار کند.
بدلیل سفری که به دنیای زیرین داشته از ناخودآگاه یا درونیات قوی برخوردار است و حس ششم و قدرت خیالپردازی خوبی دارد. زنان پرسفون ممکن است از نظر ذهنی و روانی افرادی با استعداد باشند، اما از بیماریهای روانی مانند افسردگی یا اضطراب و یا گرسنگی روانی رنج ببرند.
این افراد زیبا، ناز، دوست داشتنی، آرام و ملایم هستند. به رنگ صورتی کم رنگ بسیار علاقه دارند. بسیار آرام و انعطاف پذیر هستند و در هر جمعی که قرار می گیرند از خودشان نظری ندارند و همانطوری می شوند که بقیه دوست دارند. عاشق فالگیری، داستانهای عاشقانه، رمان و صفحه حوادث هستند. عاشق هر نوع فالی هستند، فال قهوه و تاروت و خلاصه هر فالی که وجود داشته باشه، به طالع بینی و کف بینی هم اعتقاد دارند، توانایی گریه کردن به صورت مستمر و بی پایان را دارند، به راحتی می توانند ساعتهای متمادی(حتی هفته ها) یکسره گریه کنند و بیشتر وقتها حتی دلیل گریه کردنشان را هم نمی دانند، فقط دلشان می خواهد گریه کنند. از مد پیروی می کنند، مارک باز هستند و دوست دارند که همیشه لباسشان و یا کیف و کفش و سایر وسایلی که استفاده می کنند مارک به خصوصی باشد. اهل تعهد دادن نیستند.
بسیار اهل از این شاخه به آن شاخه پریدن هستند و خودشان هم نمی دانند که دوست دارند چه کاری را انجام دهند و نه در نهایت هیچ کاری را به اتمام نمی رسانند. فقط در یک مورد می توان گفت که کاری را به سرانجام می رسانند که فشار مادرشان و یا همسرشان پشتشان باشد و یا به خاطر پول هنگفتی که داده اند مجبور شوند آن را به اتمام برسانند و گرنه خودشان دلشان نمی خواهد و با میل و رغبت آن را انجام نمی دهند.
کسانی که این تیپ شخصیتی را دارند معمولا از پذیرش مسؤولیت فراری هستند و حاضر نیستند مسؤولیت هیچ چیز و هیچ کاری را قبول کنند. این موضوع حتی در مورد مسائل شخصی شان هم صادق است یعنی حتی مسؤولیت انتخاب لباس، انتخاب غذا در رستوران، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب همسر و … در راستای اینکه مسؤولیت پذیر نیستند، حتی نمی خواهند که مسؤولیت انتخابشان را قبول کنند. آدمهای نرم و انعطاف پذیری هستند، پس اصلا انتخابی هم نمی کنند، در نتیجه دیگران به جای آنها تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند، مثل خمیر بازی که در دست به شکلهای مختلف درمی آید.
بسیار تایید طلب هستند، در حدی که صرفا جهت تایید گرفتن از دیگران و مورد توجه بودن از نظر دیگران حاضرند به هر شکلی خودشان را در بیاورند و به هر صورتی تغییر شکل و تغییر جهت بدهند که به این صورت نیازشان به توجه گرفتن را برطرف کنند. در واقع خودشان را طوری تغییر می دهند که مورد تایید همگان باشد.
زنان پرسفون افرادی مراقب، آرام، انعطاف پذیر، بی تجربه و ساده لوح هستند. آنها اشتهای جنسی بسیار زیاد و فوق العاده ای دارند و به راحتی جذب جنس مخالف می شوند.
منفعل بودن، مطیع و فرمانبردار بودن، تعهد نداشتن نسبت به اهداف، بی مسوولیتی و داشتن منیت ضعیف از معایب این کهن الگو و عشق، معصومیت، باروری، نشاط و سرزندگی دخترانه و سازگاری از مزایای اوست.
پرسفون نوجوان ابدی است و معصومیت و پاکی در چهره اش قابل مشاهده است. در صورت ناآگاهی اعتماد بنفس کمی داشته و زیاد دروغ می گوید، ولی به گونه ای است که افراد دیگر فکر نمی کنند که او این قدر دروغگو باشد.
زن پرسفونی حالتی جوان دارد. اغلب آنها کمتر از سن واقعی به نظر می آیند. و در شخصیتش حالتی دخترانه نهفته است که انگار می گوید “از من ضعیف مواظبت کنید”. چون درخت بیدی است که خود را با نسیم شرایط و شخصیتهای قوی وفق می دهد. با هر وزش باد به سویی می گراید و سپس به جای اولیه خود بازمی گردد و در فرایند این تجارب تاثیری هم نمی پذیرد.
بخشی از چرخه به وجود آمدن شخصیت پرسفون مربوط به ترکیب والدین او یعنی زئوس پدر قوی، مدیر، تا حدودی مستبد، نه چندان عاطفی و دیمیتر مادر عاطفی، حمایتگر و کنترلگر بیش از حد او می یاشد. پرسفون در بیشتر مواقع در انتظار کمک دیگران بوده و مسؤولیت کارهای خود را نمی پذیرد.
نکته قابل توجه در عشق پرسفون جذب شدن عجیبش به هادس است، زیرا قائدتا پرسفون به دلیل ربوده و زندانی شدن در قصر هادسمی باست از او متنفر باشد یا حداقل عاشقش نشود. ولی شخصیت پذیرای این ایزدبانو نه تنها منجر به سازگاریش با شرایط جدید شده، بلکه عشق عمیقی را نسبت به هادس در درونش ایجاد کرده است. در واقع پرسفون می تواند همسری مطیع و سازگار با احساسات قوی زنانه باشد. بنابراین تقویت آگاهانه بُعد پرسفونی زنان، برای ایجاد ملایمت، عشق و نشاط در زندگی لازم است.
صفات بارز پرسفون پذیرا بودن است. او واکنشی مغایر با خواست دیگران نشان نمی دهد. زن پرسفونی در درون احساس گناه، شرمساری و ناتوانی می کند. غالبا برای حرفی که زده و یا کاری که کرده بدون بدون دلیل معذب و ناراحت می شود. زنان پرسفونی از بروز خشم جلوگیری می کنند، زیرا نمی خواهند که مورد خشم دیگران قرار بگیرند. پرسفون در بخشی از اسطوره اش، آنگاه که در جهان زیرین و در اسارات به سر می برد، جوانی بود غمگین که نه غذایی می خورد و نه می خندید. زن پرسفونی که زندگیش محدود و نیز تحت نفوذ اشخاصی است که می خواهند او را به خود وابسته نگاه دارند مستعد ابتلا به افسردگی است. از آنجا که شخصیتی پذیرا دارد بجای ابراز خشم و بیان تفاوتهای خود، آنها را در خود نگاه می دارد در نتیجه عواطف منفی رو به رشد در او به افسردگی می انجامد. خشم فرو خورده افسردگی ایجاد می کند. احساس تنهایی ناهمگونی و نارضایتی از خود نیز بر اندوه و افسردگی او می افزاید.
دیمیتر افسرده حضوری عظیم و محوری در خانه دارد در حالیکه که پرسفون افسرده در اتاقهای عقبی خانه پنهان می شود. دلمشغولی با دنیای درون، تماس او را با دیگران قطع می کند. و او برای فرار از مشکلات دنیای واقعی به درون خویش پناه می برد.
زن پرسفونی که بتازگی از روانپریشی بیرون آمده برخوردار از بصیرتی است که می تواند معنای کنایی وقایع را بفهمد.
طلاق برای زنان پرسفونی بشارت دهنده مرحله تازه ای می شود. رشد و تحول فقط زمانی است که آنها از وجود کسی که مسؤولیتشان را به عهده گیرد و یا هدف تقصیراتشان واقع شود محروم شوند.

اسطوره پرسفون

پرسفون دخترک معصوم و ساده و جوان زئوس و دیمیتر بود. یک روز که او در دشت مشغول چیدن گل بود، یک گل نرگس زیبا را از زمین بیرون کشید که ناگهان زمین شکافته شد و هادس، فرمانروای مرگ و جهان زیرین، بطور رعدآسایی با ارابه طلایی اش که توسط چهار اسب وحشی و قوی جثه سیاه کشیده می شد، از شکاف زمین بیرون آمده و پرسفون را در حالی که جیغ می زد ربود و او را با خودش به عمق جهان زیرین برد. این امر با اجازه خود زئوس انجام شده بود و پرسفون به اجبار به همسری هادس درمی آید.
پرسفون در طول مدتی که در جهان زیرین بود، منفعل، آسیب دیده، ناامید و قربانی بود و قادر به فرار هم نبود. بالاخره با تلاشهای مادرشدیمیتر، زئوس مجبور شد هرمس را بفرستد تا پرسفون را برگرداند. هادس به پرسفون اجازه داد تا پیش مادرش برگردد، ولی قبل از بازگشت به او یک انار داد. وقتی پرسفون دانه های شیرین و لذیذ میوه انار را خورد، دیگر او به جهان زیرین تعلق داشت و نمی توانست بطور کامل آن جهان را ترک کند. پرسفون از آن به بعد یک سوم از سال را در جهان زیرین در دنیای تاریکی با هادس (همسر بی احساس و خونسردش) می گذراند. انار راز آگاهیست و این واقعه که به نظر دلخراش می آید، برای پرسفون تحول و رشد و بالندگی به ارمغان آورد.
پرسفون به تدریج بیشتر و بیشتر به همسرش هادس عشق می ورزید. از آن پس پرسفون، بعنوان ایزدبانوی جهان زیرین، انسانهایی را که وارد جهان زیرین می شدند راهنمایی می کرد و به عنوان یک ملکه، دارای عنوان و صاحب اختیار و مقام ویژه خود شد.

کهن الگوی پرسفون

پرسفون نمونه شخصیتی بارزی نیست. اگر پرسفون شکل دهنده ساختار شخصیتی زن باشد، آن زن تمایلی به فاعل بودن ندارد، بلکه تحت تاثیر اعمال دیگران است، به عبارت دیگر، کرداری همساز با میل دیگران و ذهنیتی پذیرا دارد. جنبه جوانی و دوشیزگی پرسفون به زن ظاهری همیشه جوان می بخشد. پرسفون دارای دو جنبه بود: یکی پرسفون دوشیزه و دیگری پرسفون ملکه جهان زیرین. زنان می توانند تحت تاثیر یکی از این دو جنبه باشند، از یکی به دیگری تحول یابند و یا اینکه همزمان هر دو جنبه دختر و ملکه را در درون خود به معرض نمایش گذارند.

  • کهن الگوی دختر نوجوان: او نمونه دختر جوانی است که هنوز خود را نمی شناسد و از خواستها و تواناییهایش بی خبر است. در قبال رابطه، کار و هدف خود تعهدی احساس نمی کنند و هیچ یک از کارهای خود را جدی نمی گیرند. همیشه منتظرند کسی یا چیزی فرا رسد و زندگیشان را دگرگون کند.
  • دختر مادر: “مادر بهتر می فهمد”. دختر پرسفونی به دنبال جلب رضایت مادر است. این انگیزه موجب می شود تا “دختر خوبی” باشد، دختری مطیع، بساز و محتاط که از انجام هر کاری که با کوچکترین خطری همراه باشد، پرهیز می کند. نه تنها فضای ارتباطی خانواده، بلکه فرهنگ غالب نیز به دختران حکم می کند که رفتار زنانه در واقع همان رفتار پذیرا و وابسته است. رخوت و وابستگی معضلات او هستند که به خاطر ارزشهای جامعه در زنان تشویق می شوند و این به جنبه های دیگر شخصیتشان فرصت رشد و تبلور نمی دهد.
  • زن انیمایی: او خود را با خواستهای مرد تطبیق می دهد، برای مردش خود را زیبا می کند، از مردش دلبری می کند و رضایتش را می طلبد. اما “از خود کاملا بی خبر است و نمی تواند تصویری از دنیای درونش ارائه دهد”. فقط وجود دارد و غالبا فاقد قدرت بیان است. سیرت پذیرای زن پرسفونی از او شخصیتی سازشکار می سازد، شخصیتی که در مقابل توقع دیگران مقاومت نشان نمی دهد و به بوقلمونی می ماند که هر لحظه به خاطر انتظارات نزدیکان رنگ عوض می کند.
  • کودک-زن: دختر پرسفونی بسیار مطیع و تحت حفاظتی توصیف کردند که مادرش مدیریت برنامه زندگی و حرفه ای او را در دست داشت. گرچه خواهان کشش مردان به سوی خود است، اما خودش دارای شور جنسی نیست و احتمالا هم به اوج جنسی نمی رسد.
  • راهنمای جهان زیرین: جهان زیرین کنایه ای است از لایه های عمیق روان آدمی، گستره ای که خاطرات و عواطف گذشته در آن “مدفون” شده (ضمیر ناخودآگاه فردی) و نیز فضایی است که تصاویر، الگوها، غرایز و احساسات کهن نمونه ای و جمعی بشر در آن انباشته گردیده است(ضمیر ناخودآگاه جمعی). پرسفون در مقام ملکه جهان زیرین مظهر توانایی رفت و بازگشت بین دو عالم است. عالم عینی که از واقعیت ضمیر خودآگاه نشات می گیرد و عالم متعلق به واقعیت کهن نمونه ای روان. افرادی که سابقه بیماری روانی دارند، می توانند چون پرسفون راهنمای کسانی شوند که به جهان زیرین راه می یابند. پرسفون راهنما می تواند بخشی از کهن نمونه روان شخص باشد که در برخورد با زبان سمبلیک، آیین و شعائر مذهبی، جنون و دیوانگی، الهامات تصویری و تجربیات عرفانی و خلسه انگیز، حسی آشنا دارد.
  • مظهر بهار: در فصول زندگی زنان، پرسفون مظهر بهار است. پرسفون مظهر جوانی، شور زندگی و نیروی رشد و زایش است. همواره پذیرای تغییر و تحولند و روح و روانی همیشه جوان دارند. حاکی از مرحله ای از جوانی آنهاست که نامطمئن و امیدوارند. آنها منتظرند کسی یا چیزی بیاید و به زندگیشان شکل بخشد.

پرورش پرسفون

پذیرا بودن کهن نمونه پرسفون، کیفیتی است که بسیاری از زنان باید آن را در خود پرورش دهند. این امر به ویژه در مورد زنان آتنایی وآرتمیسی صادق است، زیرا آنها عادت کرده اند هدف خود را شناسایی و برای رسیدن به آن قاطعانه عمل کنند. بنابراین در وضعیتی که نمی دانند چه زمانی و چگونه باید اقدام کرد و یا زمانی که اولویتها نامشخصند، با مشکل روبرو می شوند. در این شرایط باید بردباری پرسفونی را فراگرفته، اجازه دهند شرایط به موقع خود تغییر کند و عواطف نیز در فرصت مناسب به وضوح و روشنایی دست یابد. توانایی و استعداد پرسفونی در انعطاف پذیری و سازگاری (که زیادی آن دردسر ایجاد می کند) نیز خصوصیتی است که زنان هرایی و دیمیتری نیاز به پرورش آن دارند تا مثل هرا زندانی انتظارات خویش نشوند و مثل دیمیتر خود را داناتر از دیگران تلقی نکنند. اولین گام در راه پرورش پرسفون، ارزش نهادن به صفت پذیرا بودن است. با گوش فرا دادن به صحبتهای دیگران و تلاش برای انطباق با نقطه نظراتشان و نیز با پرهیز از قضاوت و تعصب ورزی، می توان هوشیارانه ذهنیتی پذیرا و انعطاف پذیر نسبت به دیگران را در خود پروراند. اولین قدم ضروری، مهربانی با خویشتن است (به جای بی صبری و انتقاد از خود)، به ویژه دورانی که زن احساس “بی حوصلگی” می کند. بسیاری از زنان دریافته اند که دوران رکود و بی حوصلگی احتمالا فرصتی است تا در پی آن موجی از حرکت و فعالیت بروز کند، به شرطی که آنها این دوران را به عنوان مرحله ای طبیعی از زندگی پذیرفته، از آن نادم و شرمسار نباشند. همچنین آنها باید حس ششم خود را تقویت کنند.

 

والدین

دختر پرسفونی معمولا دختر کوچولوی مامانش است و الگوی ارتباطی دیمیتر و پرسفون در موردش صدق می کند. مادر با انتخاب لباسها، دروس و حتی دوستان برای دخترش، بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی دختر، همان را می خواهد و فراهم می کند که خود می خواسته و یا کمبود آن را حس می کرده است.
دختر پرسفونی نیز واکنشی در مخالفت با خواست مادر نشان نمی دهد، زیرا او ذاتا پذیرا و مطیع است و می خواهد رضایت دیگران را جلب کند. بر خلاف او، آرتمیس و آتنای کودک مشخصا به دخالت دیگران در کاری که به آن مشغول هستند نه می گویند.
بسیاری از دختران پرسفونی جوان روابط غیرصمیمانه ای با پدر خود دارند. گاهی پدر به خاطر رابطه انحصاری مادر دیمیتری با دخترش از نزدیک شدن به دختر مایوس می شود.
مطلوب ترین وضع برای دختر پرسفونی این است که والدینش به هوشیاری درونگرای او احترام بگذارند و به نتایج انتخابهایش اعتماد کنند تا او به دور از هرگونه اجبار، تجربه به دست آورد.

دوران کودکی

پرسفون کوچک دختربچه ای است، مطیع، آرام و ملوس و علاقمند به رنگ صورتی که چون عروسک لباسهای چین دار به تن می کند. معمولا دختری مؤدب و خواهان رضایت دیگران است. به همین خاطر به اوامر دیگران گوش می دهد و لباسهای انتخابی دیگران را به تن می کند.
مادر دلواپس از کودکی از دختر خود چون عروسکی شکننده مراقبت می کند، در برابر نخستین گامهای دخترش بجای شادی و هیجان ابراز ترس می کند و به این ترتیب به او می آموزد که انجام هر کار تازه ای خطرناک است. پند ناخودآگاه او به دختر ان است: همچنان به من وابسته باش.
دختر پرسفونی معمولا کودکی درونگرا و محتاط است. برخلاف کودکی که بی هیچ احتیاطی دست به تجربه می زند، او از دور تماشا می کند تا بفهمد جریان چیست. برای او تصور ذهنی انجام یک کار قبل از انجام واقعی آن ضروری است، اما مادرش درونگرایی او را ترس تلقی می کند. اگر مادرش پیش از آمادگی دختر او را وادار به انجام کاری کند، فرصت تصمیم گیری و حق انتخاب را از او گرفته است. اگر دختر پرسفونی تحت فشار قرار گیرد که زودتر تصمیم گیری کند، معمولا واکنشش تسلیم شدن در برابر دیگران و جلب رضایت آنان است.
اما با حمایت والدین، دختر پرسفونی می آموزد که به روش درونگرای خود در درک مسائل اعتماد کند و خواست خود را دریابد.

دوران بلوغ

دوران دبیرستان دختر پرسفونی کمابیش ادامه مرحله کودکی اوست. اگر در کنار مادری “عقل کل” رشد یافته باشد، مادر در همه امور او از قبیل خرید و انتخاب لباس و حتی نوع دوستان، علایق دخالت می کند و توقع دارد دختر جزئیات دوستیها و فعالیتهایش را با او درمیان گذارد.
در دوران بلوغ نوجوان نیازمند است اسراری را برای خود حفظ کند و تا اندازه ای زندگی خصوصی داشته باشد. بنابراین دخالت والدین به رشد هویت مستقل دختر پرسفونی لطمه می زند.

دوران تحصیل

دختران پرسفونی طبقه متوسط و بالا به دانشگاه می روند، زیرا این امر در میان دختران هم سطح و طبقه آنان رایج است. برای دختر پرسفونی تحصیل بیشتر گذران وقت است تا آمادگی برای فن و حرفه آینده. او در انجام تکالیف با مشکل مواجه می شود، زیرا حواسش به آسانی پرت می شود. شاید رشته تحصیلی خود را به تناوب تغییر دهد و سرانجام هم رشته ای را انتخاب کند که راحت تر به نظر می آید.

شغل و حرفه

از آنجایی که خیلی زود هر چیزی دلشان را می زند دائماً شغل عوض می کنند و نمی توانند در یک کاری به طور مداوم بمانند. معمولاً هم وارد کاری می شوند که صاحب کار، آشنا و یا فامیل نزدیک باشد تا هر وقت دوست داشتند بیایند و هر وقت دوست داشتند بروند و هر وقت دلشان خواست مرخصی بگیرند. از آنجایی که دوست ندارند زیر بار مسؤولیت بروند حتی کارهایی که جزء وظایفشان می باشد را فراموش می کنند و یا حوصله انجامشان را ندارند.
مشاغلی که نیاز به صبر و حوصله و خصوصیات مدیریتی دارد، برای زن پرسفونی مناسب نیست. او بیشتر در شرایطی موفق است که مدیرش وظایفی را بطور مشخص برایش تعیین کد و او با انجامشان رضایت او را فراهم کند.
برای پرسفون جوان مساله حرفه آن قدرها مهم نیست، اما اگر او به مرحله پرسفون ملکه جهان زیرین تحول یابد، در آن صورت دگرگونی پدید می آید. در این فصل زندگی، او احتمالا به دنبال حوزه های خلاق، روانشناسانه و معنوی مثل هنر، شعر، خدمات درمانی و یا مسائل ماوراء الطبیعه می رود. به هر کاری دست می زند شدیدا شیفته و درگیرش می شود و از خود ابتکار به خرج می دهد.

رابطه با زنان

زن پرسفونی رابطه بسیار راحتی با همسالان همانند خود دارد. در دبیرستان و دانشگاه درجمع دختران هم مسلک خود می پلکد، غالبا تجاربش همراه با دختران دیگر است و هیچ گاه به تنهایی عمل نمی کند.
اگر زیبا باشد، گاه زنان دیگر را مجذوب زنانگی نارس خود می کند. از آن جایی که در تمامی عمرش با او همچون عروسکی شکننده رفتار شده است، در دوستان همسن و نیز زنان مسن تر غریزه مادری را بیدار می کند و آنها را به ابراز محبت و مراقبت از خویش راغب می سازد.

 

رابطه با مردان

زن پرسفونی در رابطه با مردان، همچون دختر بچه ای فاقد اعتماد به نفس و با ذهنیتی دخترانه است. او همان پرسفونِ دوشیزه است که در مقایسه با سایر خدابانوان شخصیتی بسیار نامشخص و بی خطر داشت. وقتی به کسی می گوید “هر چه تو بخواهی، همان خوب است” واقعیت را گفته است.
سه گروه از مردان مجذوب زنان پرسفونی می شوند: مردانی که چون او جوان و بی تجربه اند، مردانی سرسخت که شیفته ظرافت و معصومیت او می شوند و نیز مردانی که در ارتباط با زنان بزرگسال و عاقل راحت نیستند.
عشق جوانی در گروه اول می گنجد. دختران و پسران جوان در دوران دبیرستان و دانشگاه ارتباط با جنس مخالف را به شیوه ای یکسان کشف و تجربه می کنند.
عشق نوع دوم، جفت شدن دختری خوب از خانواده خوب با مردی با تجربه و سرد و گرم چشیده است. مرد مجذوب سادگی و بی تجربگی دختر می شود که نقطه مقابل اوست. دختر هم شیفته جذابیت شخصیت مسلط مرد می شود.
گروه سوم مردانی هستند که بطور کلی در ارتباط با زنان بزرگسال مشکل دارند. رابطه سنتی مرد مسن و زن جوان حالت اغراق آمیز این نوع رابطه است. در این رابطه مرد، مسن تر، با تجربه تر، بلند قامت تر و تیزهوش تر از همسرش است و زن، جوانتر، بی تجربه تر، ضعیف تر، کم سوادتر و کم هوش تر است.
زن پرسفونی کمترین شباهتی به تصویر ذهنی بسیاری از مردان از مادر خود، که زنی قدرتمند و مسلط است و به سختی راضی می شود، ندارد. این دلیل دیگری است که بسیاری از مردان زنان جوانتر را می پسندند. در ارتباط با زن پرسفونی، مرد می تواند احساس قدرت و تسلط کند و از اینکه عقاید و نفوذش مورد شک و سؤال قرار گیرد هراسی نداشته باشد. همچنین مرد می تواند بدون ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن، بی تجربه و معصوم و یا بی کفایت باشد.

ازدواج

ازدواج پدیده ای است که معمولا برای زن پرسفونی اتفاق میفتد. زن پرسفونی همانند پرسفون ربوده شده با مردی که آماده ازدواج باشد و او را به آری گفتن وادار کند، ازدواج می کند. اگر او پرسفون واقعی باشد، خودش هم مطمئن نیست که می خواهد ازدواج کند. او تحت تاثیر اصرار و یقین مرد و فشار باورهای فرهنگی تن به ازدواج می دهد. زنان پرسفونی ذاتا شخصیت زنانه سنتی دارند. در مقابل شخصیت قوی تر تسلیم می شوند، فاعل و رقابتجو و مصمم نیستند. مردان آنها را انتخاب می کنند و نه برعکس.
زنان پرسفونی در رابطه با جنس مخالف تبدیل به کودکی آویزان می شوند و می خواهند که سرویس بگیرند. با توجه به اینکه مسؤولیت پذیری در این زنان بسیار بسیار کم است، دوست ندارند زیر بار مسؤولیت زناشویی بروند و یا کارهای مربوطه آن را انجام دهند و پس از ازدواج پشیمان می شوند و دوست دارند که به خانه پدریشان برگردند تا دوباره بتوانند بدون مسؤولیت باشند. معمولا شوهر و یا مادر و پدر خودشان را در ازدواجشان مقصر می دانند و می گویند که خودشان هیچ کاره بوده اند و آنها برایشان انتخاب کرده اند.

فرزندان

زن پرسفونی مادر خود را مادر واقعی می داند و خود را دختری می بیند که ادای مادر بودن در می آورد. او در تربیت و رسیدگی به فرزندانش احساس ناتوانی و بی عرضگی می کند.
از آنجایی برای زن پرسفونی استفاده از قدرت در روابطش امری غریب است، نمی تواند برای فرزندانش حد و مرز قائل شود، تسلیم خواسته هایشان شده و قادر به محدود کردن آنها نیست.
البته برخی از فرزندان مادران پرسفونی از داشتن مادری که دخالتگر نیست، دوستشان دارد و روحیه مستقلشان را، که خود از آن بی بهره است، تحسین می کند بسیار خرسندند. همچنین زن پرسفونی می تواند با در میان گذاشتن بخشی از شخصیتش، قدرت تخیل را در فرزندانش بپروراند.

 

میانسالی

زنان پرسفونی کمتر از سن واقعی به نظر می آیند و همه از شنیدن سن واقعیشان تعجب می کنند. علاوه بر ظاهر، روحشان هم جوانتر از سنی است که هستند. معمولاً در سنین بالا می خواهند به جوانی برگردند، مدل مو و لباس جوانانه و حتی جراحی زیبایی، خلاصه هر کاری می کنند تا جوانتر جلوه کنند. به شدت از پیری وحشت دارند و از آن گریزانند و حتی نمی توانند فکر کنند که در پیری به چه صورت می شوند. برای چنین زنی خطر افسردگی هرگز دور از امکان نیست.

کهنسالی

بدترین حالت برای زن پرسفونی این است که همچنان در چنگال عمیق افسردگی گرفتار باشد، خود را مغلوب حس کرده و دور از واقعیت در بعد عالم زیرین باقی بماند.
ولی اگر زن پرسفونی در روند زندگی از مرحله دوشیزگی به ملکگی تحول یافته باشد، از آنجا که تجارب معنوی و عرفانی داشته، در سنین بالا به هیات ملوکانه زنی عاقل در می آید که از اسرار و رموز زندگی و مرگ آگاه است و از مرگ هراسی ندارد. اگر پیوند خود را با پرسفون جوان حفظ کرده باشد، بخشی از وجودش از نظر روحی تا ابد جوان می ماند.

مشکلات روانی

برخلاف هرا و دیمیتر که نماینده غرایزی بسیار قوی هستند و زن برای رشد و تحول باید در مقابل آنها مقاومت ورزد، پرسفون عامل موثر در تسلیم پذیری و سازش زن است. او از همه خدابانوان دیگر محوتر و نامشخص تر و به ویژه فاقد هدف و انگیزه است، اما در ضمن بیشترین امکان رشد و تحول را نیز داراست.

  • همسانی با پرسفون جوان: زندگی در قالب پرسفون جوان به معنای همیشه جوان ماندن و عدم تعهد به چیزی یا کسی است. پیشرفت زن پرسفونی مشروط به عهد بستن و پایبندی به آن است، زیرا برای او “آری” گفتن به تعهد و وفاداری به آن امری دشوار جلوه می کند. برای کسی که زندگی را جدی نمی گیرد، انجام به موقع وظایف، تکمیل مدارج تحصیلی، ازدواج، پرورش فرزندان و یا حفظ یک شغل بسیار مشکل است. لازمه پیشرفت او مقاومت در برابر شک و تردید و فعل پذیری و سستی است، باید در هر کاری اراده به خرج دهد و نسبت به آن متعهد باشد، حتی زمانی که شوق ادامه آن پایان می گیرد. تا وقتی که ذهنیت یک زن همانند پرسفون جوان باشد، او یا تن به ازدواج نمی دهد و یا وقتی هم که ازدواج کرد، به طور واقعی به آن پایبند نمی ماند. زن پرسفون باید در برابر این باور واهی که ازدواج همیشه معادل مرگ و نیستی است و نیز در مقابل بیزاری از ازدواج و مبارزه با آن ایستادگی کند.
  • خطرات پرسفون بودن، خطاهای شخصیتی: فریب، دروغ و حیله گری از جمله مشکلات بالقوه شخصیتی زنان پرسفونی است. به خاطر حس ناتوانی و نیز وابستگی به دیگران، آنها یاد می گیرند که از راههای غیرمستقیم به خواسته های خود دست یابند و این کار را گاه با فرصت طلبی و گاه با تملق و چاپلوسی انجام می دهند. زنان پرسفونی معمولا از بروز خشم خودداری می کنند، زیرا نمی خواهند مورد خشم دیگران واقع شوند. خودشیفتگی نیز مشکل دیگر زنان پرسفونی است. گاه آنقدر درگیر خود می شوند که ارتباط با دیگران را از دست می دهند. از نظر این زنان، دیگران فقط به این دلیل وجود دارند که به آنها واکنش نشان دهند و آینه ای باشند برای انعکاس تصویرشان.
  • در جهان زیرین، بیماری روانی: زن پرسفونی که زندگیش محدود و نیز تحت نفوذ اشخاصی است که می خواهند او را به خود وابسته نگاه دارند، مستعد ابتلا به افسردگی است. برخلاف پرسفون، حالت افسردگی دیمیتر اثری عظیم بر محیط و اطرافیانش می گذارد. در حالی که زن پرسفونی از همان ابتدا شخصیتی خاموش و محو دارد و با ظهور افسردگی حتی محوتر هم می شود. در ضمن، دیمیتر افسرده با برانگیختن احساس تقصیر در دیگران، باعث عذاب وجدان، خشم و ناتوانی در آنها می شود. برخلاف او، زن پرسفونی هیچ گونه احساسی در اطرافیانش برنمی انگیزد، بلکه آنها خود را دور از او حس می کنند. این زن پرسفونی است که در درون احساس گناه، شرمساری و ناتوانی می کند. او غالبا برای حرفی که زده و یا کاری که کرده، بدون دلیل معذب و ناراحت می شود. به این ترتیب، دیمیتر افسرده حضوری عظیم و محوری در خانه دارد، در حالی که پرسفون افسرده در اتاقهای عقبی خانه پنهان می شود. تنها و غرق در رویا. گاهی دل مشغولی با دنیای درون، تماس او را با دیگران قطع می کند و او برای فرار از مشکلات دنیای واقعی به درون خویش پناه می برد. با کناره گیری تدریجی از واقعیت، بعضی از زنان پرسفونی به چنگ بیماریهای روانی می افتند. دنیای درونیشان از نشانه های رمزی و تصاویر وهمی پر می شود و درکشان از خود تحریف می گردد.

اگر پرسفون هستی

  • به درخواستهایی که با “اولویت بندی ارزشهایت” در تعارضند با قاطعیت “نه” بگو.
  • تواناییها، ناتوانیها و نیازهایت را بشناس. هدفت را مشخص کن.
  • به “استقلال روانی” بها بده.

تمرینات عملی برای رشد کهن الگوی پرسفون

  • هنگامی که دیگران با تو صحبت می کنند، با لبخندی ملیح به صحبتها و مکالمات آنها گوش بده و پذیرای تمامی صحبت های آنها باش.
  • هنگامی که در کنار مردی قرار می گیری، از حمل وسایل سنگین خودداری کن و از او خواهش کن که این کار را برایت انجام دهد و از این حرکت قهرمانانه او تشکر و سپاسگذاری کن.
  • هنگامی که با یک مرد بیرون می روی، همه چیز را به او بسپار و هنگامی که جایی را انتخاب می کند و یا رفتاری را انجام می دهد، فقط تایید کننده باش.
  • هنگامی که در جمعی هستی و قرار است تصمیم گیری ای صورت بگیرد، منفعل باش و هر تصمیمی که گرفته شد، آن را بپذیر و از دادن راهکار و به دست گرفتن جمع خودداری کن.
  • مسؤولیت هیچ چیز و هیچ کس را حتی حال خودت، رفتارت و صحبتهایت را به عهده نگیر.
  • در مجاورت با هر فردی قرار می گیری، در پذیرش مطلق او باش و سعی نکن دلیل آن را بفهمی. آماده پذیرش بی چون و چرا و مطلقِ همه چیز و همه کس و همه شرایط باش.
  • به دنبال تایید گرفتن از افراد به هر قیمتی و در مورد هرچیزی، از پوشش و آرایش گرفته تا کار و رشته و … باش و هر کاری انجام بده تا تایید همه را به دست آوری.
  • ساعاتی از روز، خود را به حالت ولو بر روی مبل راحتی یا کاناپه منزل رها کن و هیچ کاری انجام نده و منفعل و بی عمل باش و به رویاپردازی بپرداز.
  • مدت زمان زیادی را به خواندن رمان و داستانهای عاشقانه اختصاص بده و با شخصیت اصلی داستان همزاد پنداری کن و خود را جای او بگذار.
  • نصف روز با رویا پردازی، خود را در شرایطی که دوست داری و یا آرزویش را داری تجسم کن و در مورد آن به رویاپردازی بپرداز. مثلا خود را در کره ماه و یا بعنوان پرنسسی زیبا در یک قصر تجسم کن و به رویا پردازی در مورد جزئیات آن بپرداز.