دسته‌ها
مطالب کلام زنده یادداشت‌ها

دوره‌های تحول فردی كلام زنده چگونه كار مى كنند ؟(متد T.W)

 

 

استادى به جاى مهارت جديد
استادى چيست؟
براى اجراى هر كارى در زندگى روش‌هاى متعددى وجود دارد، وقتى اجراى روشى آسان مى شود، در آن به مهارت رسيده‌ايم. و بطور معمول هدف از ارايه آموزش‌هاى عملى، ايجاد مهارت جديد است. اما براى انجام هر كارى تنها در يكى از اجراها استاد هستيم. و آن اجرايی‌ست كه بدون نياز به تصميم گيرى و خودبه‌خود انجام مى‌شود.

زندگى روند مداوم و پى درپى اجراهاست اما هيچ‌كس نمى‌تواند بطور مداوم و پى درپى براى هر اجرا تصميم بگيرد، اين كار به ديوانگى منجر مى‌شود. به همين علت تجربه زندگى در عمل از جنس اجراهايى خواهد بود كه بى نياز از تصميم‌گيرى و خودبخودى هستند نه آنهايى كه درست مى‌دانيم و حتا در آنها به مهارت رسيده‌ايم.

براى مثال ممكن است، چند روش برخود منطقى و سازنده را با بى‌توجهى اطرافيان فراگرفته باشيم اما آنچه كه در آن استاد هستيم بداخلاقى كردن و تهديد كردن باشد. در نتيجه تهديد و بداخلاقى تجربه‌ى ما از زندگى خواهد بود.
در متد كلام زنده، هدف تغيير سطح استادى است نه فراگيرى مهارت هاى جديد.
در سطحى كه بتوانيم تجربه ى خويش را از زندگى بيافرينم به استادى زندگى رسيده‌ايم.

 

تمرين به جاى بخاطر سپردن
تمرين چيست؟
تمرين هر چيزى اجراى آن چيز در فضاى شبيه سازى شده است.
شبيه سازى اين امكان را فراهم مى كند كه اولويت تمرين كننده از كسب نتيجه به اجراى درست روش جديد منتقل شود. چون در شرايط شبه واقعى كسب نتيجه موضوع اصلى نيست.
تا وقتى كه در روش جديد به استادى نرسيده باشيم طبيعى است كه با روش قديمى بهتر به نتيجه برسيم. در شرايط واقعى، چون نتيجه گيرى در اولويت قرار دارد، اضطرابِ نتيجه گيرى، ما را وادار به استفاده از روش هاى ناكارمد قديمى مى كند و به اين ترتيب هيچ چيز تغيير نخواهد كرد.
براى مثال، يك شناگر سنتى براى رسيدن به استادى در يك متد پيشرفته‌ى شنا، به شناى تمرينى نیاز دارد. شنا و مسابقاتى كه در آن هدف اصلى، اجراى درست مِتد جديد باشد، نه سريعتر از ديگران رسيدن. واضح است كه هركسى در ابتدا با متد سنتى خود سريعتر خواهد رسيد تا با متد پيشرفته‌ى جديد.
در متد كلام زنده، روش رسيدن به استادى زندگى، به‌جاى تدريس و بخاطر سپردن، اجرا و تمرين مهارت هاى زندگى تجربه مى شود. اين ممکن نيست مگر با شبيه‌سازى زندگى در بازهاى گروهى.
از اين رو به دوره‌هاى كلام زنده، اغلب كارگاه‌هاى تمرينى گفته مى‌شود نه كلاس درس يا همايش.

 

راه حل به جاى دريافت راه حل
پاسخ‌گر به جاى پاسخ‌گير
در كارگاه‌هاى تمرينى كلام زنده پاسخى از بيرون براى پرسش‌هاى شما وجود ندارد!
براى هر مسئله و پرسشى، دو نوع پاسخ و راه حل وجود دارد:
١. پاسخ‌هايى كه از ديگران شنيده‌ايم.
٢. پاسخى كه از بينش درونى خويش برداشت مى‌كنيم.

تنها پاسخ نوع دوم است كه در شرايط بحرانى حضور دارند و پاسخ‌هايى كه از ديگران گرفته‌‍‌ایم در بحران‌هاى حسى كارايى ندارند در حالى كه بحران‌هاى حسى نقاط عطف زندگى را به وجود مى‌آورند.
ما به پاسخ‌گيرى از ديگران عادت كرده‌ايم درحالى كه براى هر پرسش و مسأله‌ای كه داريد بهبود پاسخ درونى خودتان حتا به ميزان اندك، بسيار كارآمدتر و گران‌بهاتر از دريافت بيرونى بهترين پاسخ دنيا خواهد بود.

 

پاسخ‌گر كسى است كه به جاى تلاش براى دريافت پاسخ‌هاى ديگران، تلاش مى‌كند با ارتقاء بينش درونى خويش پاسخ‌هاى كارآ مدترى را طراحى كند.
اين پاسخ‌ها ممكن است دقيقا همان پاسخ‌هاى ديگران باشند اما اكنون درونى و مال خود شده‌اند و برخلاف پاسخ‌هاى دريافت شده، در بحران‌ها ى زندگى كارايى دارند.

بنابراين در فضاى عملى زندگى مهمتر از خود پاسخ، منبع استخراج آن است.
در متد كلام زنده، فراگيران از پاسخ‌گيـرى به سوى پاسخ‎گرى هدايت مى شوند و تجربياتى فراهم مى شود كه هر شخصى خودش قادر به طراحى پاسخ هاى درونى جديد و كارآمدتر شود.

 

مشاهده و كشف به جاى آموزش و يادگيرى
يادگيرى، اضافه شدن ميزان دانش و اطلاعات ذهنى است، اما تحول، تغيير نوع مشاهده‌گرى يعنى گسترده شدن بينش زندگى است.

در كارگاه‌هاى هستى‌شناسى كلام زنده، هدف تحول بينش‌ها است نه تغيير دانش ذهنى.
چنين چيزى تنها با مشاهده‌ى زندگى ممكن است و هيچ‌گاه با كسب دانش بيشتر تجربه نمى‌شود. و اين همان جايی‌ست كه « ديدن» رخ مى‌دهد.
در اين دوره اين فرصت را خواهيم داشت كه براى يك بار، به‌جاى تجربه كردن زندگى آن را مشاهده كنيم تا بدانيم كه چرا سقراط گفت:

 

زندگى‌ای كه ديده نشده باشد ارزش زيستن ندارد.

 

دسته‌ها
کوروش سلیمی مطالب کلام زنده یادداشت‌ها

ارزش زندگی – کوروش سلیمی

بله، البته مى دانم كه موافق نيستيد.
ارزش زندگى در عمق وجود ما نهادينه شده است و هركسى كه از راه آمده تلاش كرده است براين ارزش اضافه كند.
همه ى معلم هاى زندگى از سنتى تا آكادميك از نخستين روز يادگيرى تا آخرين نفسى كه سراغ داريم ما را دوره مى كنند و درباره ى ارزش شگرف زندگى به ما مى آموزند.
چون اين باور وجود دارد كه هرچقدر چيزى ارزشمندتر باشد بيشتر قدر دانسته مى شود و بيشتر از آن محافظت مى شود.

البته كاملا درست است!

اما موضوع اين است كه زندگى براى قدر گذاشتن نيست، براى محافظت شدن نيست.

زندگى از آن چيزهايست كه هرچقدر بيشتر مورد استفاده قرار بگيرد خوشحال تر خواهد بود.

سوال اينجاست كه آيا ارزش بيشتر و بيشتر دادن به زندگى به بيشتر استفاده كردن از آن كمك مى كند؟

آيا از چيزهايى كه خيلى برايمان ارزش دارد بيشتر استفاده مى كنيم؟

گمان نمى كنم!

آنچه كه ديده ام اين است كه از چيزهايى كه خيلى برايمان ارزش دارد، بجاى بيشتر بهره بردن، بيشتر مراقبت و نگاه دارى كرده ايم. در واقع كار بجايى مى رسد كه آنها از ما استفاده مى كنند. مثل اشياء تزئينى كه در گاو صندوق نگاه دارى مى كنيم.

معمولاً در خانه هاى ايرانى چند نوع سرويس كارد و چنگال وجود دارد.

١- سرويس دم دستى كه اصلا روى آن ارزش گذارى نمى كنيم و هيچگاه از ارزش آنها حرفى به ميان نمى آید.(چه ارزان باشند چه گران)

٢- سرويس گران قيمتى كه براى استفاده هاى خاص و ميهمان ها هستند.

٣- سرويس هاى بسيار با ارزشى كه اصلا قرار نيست كسى از آنها استفاده كند يعنى غلط مى كند كه استفاده كند، آنها در بوفه ها يا كمدهاى مخصوص نگاه دارى مى شوند مثل سرويس هاى نقره و طلا و يا سرويس هاى قجرى و يادگارى.(البته فقط بعضی دارند)

حالا كدام چنگال ها بيشتر استفاده مى شوند؟

كدام چنگال ها خوشحال ترند و در هياهوى خانواده حضور دارند؟

حتا اگر مجبور به استفاده از چيزهاى با ارزشمان شويم، اين استفاده همراه با نگرانى و حسرت است.

كسانى كه زندگى را بى نهايت با ارزش مى دانند البته به ارزش هر لحظه ى آن آگاه هستند اما بيش از آنكه با هرلحظه ى آن شاد و سرمست شوند نگران لحظه هاى از دست رفته هستند و در حسرت لحظه هاى كه ديگر نخواهد بود.

البته اين خيلى بهتر از كسانى است كه در گريز از لحظه ها هستند اما اين رقص لحظه ها نيست،اين شور نيست اين خنده هاى مستانه ى كودك در باد نيست.

البته با چيزهايى كه برايمان بى ارزش هم هستند نمى رقصيم.

من از با ارزش يا بى ارزش بودن زندگى حرف نمى زنم.از ارزش ناپذير بودن آن حرف مى زنم.

مى توان از ارزش يك انسان حرف زد بر اين اساس كه آنچه كه از هستى دريافت مى كند چه نسبتى دارد با آنچه كه به هستى مى بخشد.

اما ارزش زندگى؟! وقتى مى گويم زندگى ارزش پذير نيست و شما آن را به معنى بى نهايت بودن ارزش آن تعبير مى كنيد، مثل لبخند ژكوند در در آن تابلوی معروف نقاشى، در جستجوى مش قلى به افق خيره مى شوم.

هر تلاشى براى ارزش گذارى روى زندگى پيش از ارزش بخشيدن به آن تلاشى براى ارزش پذير كردن آن است. البته شايد به آن ارزش بى نهايتى ببخشيد اما راه را براى چانه زنى و امكان بى ارزش كردن آن هم باز كرده ايد. آن را روى ترازوى سود و زيان برده ايد. اما در مقايسه با چه چيزى؟

ارزش پذيركردن زندگى خيانت به شادى كودكانه ى آن است.

بله، براى هركسى چيزى ارزشمند است كه وزن آنچه كه از آن بدست مى آورد بيش از وزن چيزهايى باشد كه بخاطر آن پرداخت كرده است.

همه تلاش مى كنند كه وزن دست آوردهاى زندگى را براى مش قلى سنگين تر معرفى كنند تا ارزش آن برايش بيشتر شود. اما من مى گويم اين معادله يك تقلب است. چون آنچه كه براى آن پرداخت كرده ايم چيست؟

زندگى با كدام پرداخت بدست آمده است؟

هيچ!

سود و زيان زندگى را با كدام خرجكرد مى سنجيم كه سر دخلش بحث كنيم؟

همينطورى حرام مى شود.

زندگى ارزش پذير نيست چون خارج از امكان محاسبه ى سود و زيان است.

مى توانم بگويم كه براى بدست آوردن آن هيچ پرداختى نداشته ايم. اما اگر فكر مى كنى كه براى آن پرداختى داشته اى هم خودت را آماده كن كه حرف اصليم را بگويم: بي خود پرداخت كردى، سرت كلاه رفتكلا مفتى است. من مفتى گيرم افتاد. مى دانى چرا؟

چون اصلا بدست نيامده است. نمى بينى هيچ تضمينى ندارد؟ نه براى كودك يك روزه و نه براى انسان نود ساله.

چيزى نگرفته اند چون خريدى انجام نشده است. چه نيازى به خودكشى هست وقتى خودش مى كشد.

مى گويند زندگى يك ميهمانى بزرگ است.من هم مى گويم اين ميهمانى وروديه و بليط فروشى نداشت اگر از تو بهايى گرفته اند سارق بوده اند. من سرم را پايين انداختم و آمدم تو.

هر لحظه هم ممكن است گوشمان را بگيرند بياندازند بيرون. خودم ديدم. پير و جوان هم سرش نمى شود. چرا براى آن آماده نباشيم یا نباشیم ؟!

حالا بى خيال بهايى كه پرداخت كرده اى شو. رفت ديگر.اگر در ورودى شهربازى هايى كه براى هر وسيله بازهم پول مى گيرند، كلاه بردارى مى كنند. حالا اين هزار تومن باعث شده كه با خودت حساب كتاب كنى ارزشش را داشته يا نه؟!!!

اين فقط يك فرصت است.فرصت در ذات خود ارزش نمى آفريند، مصرف كننده ى آن ارزش ايجاد مى كند.

كسى كه با خودش حساب مى كند بودن در شهربازى ارزشش را داشته است يا نه، كل داستان را نگرفته است. به هر نتيجه اى كه برسد بازى را از دست داده است. او هنوز متوجه نشده است كه تعيين كننده و آفريننده ى ارزشى است كه در فرصت خالى شهر بازى وجود دارد نه كشف كننده ى آن.

زندگى فقط يك فرصت است.

سند چه چيزى را به نامت كرده اند؟

در حياط آپارتمان استخرى روباز داريم. روزى مش قلى ميهمانم بود. كنار استخر ايستاده بود و حدود ده دقيقه از ارزش وجود استخر در خانه و ارزش مضاعف سرباز بودن آن حرف مى زد.

او را با لباس هايش داخل آب پرت كردم. چقدر حرف مى زد. خوب شنا كن.

ده دقيقه اى كه هدر رفت.

در ميهمانى زندگى زير آن ميز چمباته زده اى و با چرتکه ات ارزش چه چيزى را محاسبه مى كنى؟ ارزش فرصت خالى زندگى كه به بهاى هيچ گيرت آمده!؟

فرصت خالى بودن، فرصتى كه مى توانى با هرچه خواستى پرش كنى و هركارى كه در زندگى انجام مى دهى نه ارزشى براى آن ايجاد مى كند و نه كم مى كند، بلكه ارزش خودت را كم و زياد مى كند.

يا كه مى توانى به جاى پر كردنش بخشى از رقص بى پرواى آن باشى، همان چيزى باشى كه خودش هست.

من كه مى گويم نرقصى، گند زدى بهش گلم.

 

عشق و سپاس

کوروش سلیمی

 

دسته‌ها
مطالب کلام زنده یادداشت‌ها

معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

معرفی کتاب  وقتی نیچه گریست

نویسنده : اروین دیالوم

نشر قطره

ارائه در انجمن دوستی و خرد کلام‌زنده

وقتی نیچه گریست مشهورترین اثر اروین دیالوم روان‌درمانگر و نویسنده در حوزه روان‌درمانی اگزیستانسیالیست هست، نوعی درمان مبتنی بر فلسفه که بر دلواپسی‌ها و ترس‌هایی تمرکز می‌کند که در هستی انسان ریشه دارد. دغدغه‌هایی نظیر غیرقابل‌اجتناب بودن مرگ، حدود اراده و اختیار، مسئولیت ناشی از آزادی و تنهایی وجودی نوع بشر.
وقتی نیچه گریست یک رمان روان‌شناختی‌ست. در این رمان شاهد دیدار خیالی نیچه فیلسوف آلمانی و دکتر برویر پزشک اتریشی هستیم، شخصیت‌های واقعی اما اتفاقات و تعاملات غیرواقعی.

این رمان برهم‌نهشی از فلسفه و روانکاوی‌ست از دکتر برویر که به‌تازگی از روش درمان مبتنی بر گفتار برای درمان بیمارانش استفاده می‌کند، دعوت شده تا به سردردهای شدید و علائم جسمی نیچه که آینده فلسفه آلمان به او بستگی دارد رسیدگی کند اما این فیلسوف حاضر نیست روان خود را به روی دکتر بگشاید …

ملاقات‌های پی در پی این دو باعث می‌شود هر دو نفر تا عمق وسواس‌های خود پیش بروند و ریشه‌ی ترس‌های خود را پیدا کنند.
نقاط قوت و اوج داستان در مکالمه‌های بین این دو نفر صورت می‌گیرد و به مفاهیم عمیق فلسفه نیچه چون «ابر انسان» و «بازگشت جاودان» می‌پردازد.

برای خود من نقطه عطف کتاب نظریه‌ی “بازگشت جاودان” بود که عنوان می‌کند آیا اگر فرشته یا اهریمنی پرسید:

«ای انسان! آیا حاضری این زندگی که تاکنون داشته‌ای بدون هیچ تغییری بارها و بارها تکرار کنی؟»

اگر پاسخ تو آری باشد این همان آری‌گویی مقدس نیچه است او چنین انسانی را ابر انسان یا انسان کامل نام نهاده که به تمامی زیسته است.

ارشیا رنجیر
خرداد ۹۹

دسته‌ها
مطالب کلام زنده یادداشت‌ها

درباره‌ی مطالعه‌ی مؤثر

مطالعه ی مؤثر

ارائه از افسانه صیدی

در دومین جلسه انجمن دوستی و خرد کلام زنده (برگزاری در ۳۰ خرداد) مطلب تحت عنوان مطالعه‌ی مؤثر ارائه شد.

در ابتدای گفتار، درباره‌ی لیست‌هایی که از کتاب‌های برتر تاریخ جهان تهیه شده، معارفه‌ای ارائه شد. منابع مختلفی مثل روزنامه گاردین/ نشریه لوموند/ سایت آمازون فهرست‌های متنوعی از کتاب‌های برتر تاریخ جهان ارائه کرده‌اند.

برای مشاهده اسلایدهای ارائه شده، اینجا کلیک کنید.

 

همچنین فهرستی از مهمترین کتاب‌های برتر روانشناسی و رشد فردی معرفی شد و در ادامه ۱۰ رمان برتر فلسفی و نیز ۳۰ کتاب مطرح فلسفی تاریخ معرفی شده است.

چگونه مطالعه کنیم؟

چگونه مطالعه کنیم تا لذت‌بخش باشد! چگونه مطالعه کنیم که اثربخش و به‌یادماندنی باشد؟ چه انتظاری از مطالعه داریم؟ و . . . مطالب دیگری بود که در این جلسه ارائه شد. برای آشنایی با صفحه اینستاگرام خانم افسانه صیدی از مربیان کلام زنده، روی نام ایشان کلیک کنید.

 

برای مشاهده اسلایدهای ارائه شده، اینجا کلیک کنید.

 

آیا مایلید به گروه تلگرامی انجمن دوستی و خرد کلام زنده بپیوندید؟ روی لینک آن کلیک کنید.

.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

معرفی کتاب  واقع‌نگری

معرفی کتاب  واقع‌نگری

نویسنده : هنس روسلینگ، اولا روسلینگ، آنا روسلینگ،

نشر میلکان

 

ده دلیل که ثابت میکند اوضاع جهان آنقدرها هم که فکر میکنیم بد نیست.

( شناخت ابعاد زبان ورزی بر ذهن و جهان بینی انسانی از طریق <غریضه های ذهنی> )

 

ایده کتاب واقع نگری توسط پزشک آماربردار سوئدی (هنس روسلینگ) مطرح شده و با همراهی پسر و عروس او تکمیل شده است. هنس روسلینگ مؤسس انجمن پزشکان بدون مرز هم هست.

کتاب واقع‌نگری درباره‌ی چیست؟

مسئله‌ای که در کتاب به طور کامل ارائه و بررسی می‌شه نوع نگاه انسان امروز به جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم. منظور از جهان در اینجا به معنای تعداد ۲۰۵ کشور موجود بر روی کره زمین می‌باشد که تحت قوانین سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. (منظور آفاق و انفس و کهکشان‌ها نیست)

کتاب با ۱۳ سؤال اساسی در مورد زندگی بشر بر روز کره زمین آغاز می‌شه که بیشتر در مورد آمار سلامت، اقتصاد و فرهنگ هستند. و اگر شما سعی کنید به این سوالات ساده پاسخ بدید در کمال تعجب خواهید فهمید که جواب شما به بیشتر از ۶۰ درصد سؤالات اشتباه خواهد بود (والبته برای بنده هم همین اتفاق افتاد ..!!). اینجاست که معنای این جمله که دیدگاه ما نسبت به زندگی بر روی زمین اشتباه و اساسا قدیمی هست معنی پیدا می‌کنه.

در ادامه، کتاب واقع‌نگری به دلایل این نگرش اشتباه پرداخته میشه و مفهومی به نام «غرایض ذهنی» در کتاب مطرح خواهد شد.

به باور من و با توجه به آموزه‌های فلسفه زبان که در دوره‌ها و کلاس‌های استاد کورش سلیمی آموختم، غرایض ذهنی در حقیقت بخشی از زبان‌ورزی‌هایی است که بشر به‌شدت در اون مهارت پیدا کرده و در مواجهه با موضوعات به طور ناخوداگاه، این غرایض فعال می‌شوند. در حقیقت اتفاقی که روی می‌دهد این است که ما به طور ناخوداگاه و از روی عادات زبانی در مواجهه با مفاهیم و موضوعات مشابه  گفتگوهایی مشخص رو به‌کار میگیریم. یا اصطلاحاً به یک مدل ثابت با خودمون حرف می‌زنیم. که قطعا باعث دریافت نتایح مشابه در موقعیت‌های مختلف خواهد بود. و رسیدن به این نتیجه که : چرا من هر کاری میکنم باز همون جوری می‌شه ..!!

بخش زیادی از احساسات ثابت ذهنی ـ روانی ما نتیجه‌ی همین گفتگوهای تکراری و غرایض ذهنی ثابت، در ذهن و زبان ماست.

مطالعه کتاب واقع‌نگری علاوه بر اصلاح دیدگاه ما نسبت به جهان امروز (که هدف کتاب هم در نهایت همین است) می‌تواند به کشف و بازنگری در غرایض ذهنی (زبان‌ورزی‌های ناخوداگاه دنیای زبان) کمک بسیار زیادی کند.

این معرفی در اولین نشست مجازی انجمن دوستی و خرد کلام‌زنده منتشر شده است.

فرجام ودودی ـ خردادماه ۱۳۹۹

دسته‌ها
یادداشت‌ها

اسطوره‌ی سیزیف از آلبرکامو

کتابی که انتخاب کردم درباره‌ش باهاتون صحبت کنم اسطوره سیزیف از سه گانه پوچی البرکامو هست که سراغاز علاقه من به این مباحث بود

اما قبل از کتاب می‌خوام درباره نویسنده توضیحاتی بدم و قبل از نویسنده درباره معنای دو واژه باهاتون حرف بزنم که ممکنه در خلال حرف‌هام بشنوید

هیچ‌انگاری ـ هیچ انگاری
آبزوردیسم

اول واژه هیچ‌انگاری یا ابزوردیسم که یک مکتب فلسفی و یک سبک نوشتاری هست.
هیچ انگاری به معنای انکار هر گونه معنا و ارزش برای جهان هست، نفی ارزش‌های حاکم بر اندیشه‌های بشری و قراردادها و موضوعاتی که اونها رو معتبر می‌شناسیم.

اگزیستنسیالیسم

واژه دوم اگزیستنسیالیسم که نسخه خوشبینانه‌تری از هیچ انگاری است.
اگزیست‌ها برای زندگی قائل به معنا هستند اما معنایی که خود انسان برای آن خلق می‌کند نه معنایی که از پیش در بطن زندگی موجود باشد.

 

نویسنده؛ آلبرکامو

فیلسوف الجزایری – فرانسوی نویسنده اسطوره سیزیف است. آثار کامو جز دسته آثار فلسفی با سبک هیچ انگاری شمرده می‌شود.
نوشته‌های کامو تحت تأثیر نیچه و داستایوفسکی رنگ و بوی مباحث اگزیستی دارد اما خودش از اینکه زیر پرچم اسن مکتب فلسفی باشد سر باز زده.

روایت اسطوره سیزیف

سیزیف قهرمانی در اساطیر یونان است که به علت فاش کردن راز خدایان محکوم به مجازاتی ابدی و بی‌پایان می‌شود که در اون می‌بایست سنگی را تا نزدیکی قله‌ای حمل کند قبل از رسیدن به پایان شاهد بازغلتیدن سنگ به اول مسیر باشد. سیزیف هر بار بعد از لحظه ای درنگ و تامل این دور باطل را ادامه می‌دهد.

می‌خواهم اینجا توجهتان را روی درنگ و تأمل سیزیف در لحظه غلتیدن سنگ به اول مسیر معطوف کنید؛ این لحظه درنگ برای چیست؟


این تأمل و درنگ نشانه آگاهی سیزیف از بیهودگی این دور باطل است، اما این مواجهه شدن و آگاهی از پوچی برای سیزیف آغاز پذیرش این پوچی‌ست. او بس از پذیرش این پوچی متوجه این موضوع می‌شود که همین که باز هم این دور باطل را ادامه دهد و باز هم سنگ را به سمت قله حمل کند در حال غلبه کردن طغیان و ستیز علیه این پوچی‌ست و چیزی که این عصیان را ممکن می‌سازد چیزی نیست جز آزادی؛ آزادی برای تسلیم شدن یا طغیان کردن، آزادی بر سر این مسئله که اجازه دهد سنگ از روی او بغلتد و این قائله پایان یابد یا آزادانه و آگاهانه بر این پوچی بتازد.
کامو به ارتباط و شباهت بین داستان و زندگی انسان می‌پردازد و ذهن خواننده را به سمت خلق معنا سوق می‌دهد اینکه اگر در بطن زندگی معنایی پنهان نباشد. خلق معنا می‌تواند تنها راه دوام آ‌وردن در برابر این بی‌معنایی باشد: معنایی که بتواند لازمه و محرک زیستن باشد.
کامو در پس این داستان به مفاهیم کلیدی در فلسفه اشاره می‌کند مانند پوچی و بی‌معنایی، آزادی و معنا…

از نظر خود من خودِ زیستن، خود زندگی، معنای زندگی است. صحبتم رو تموم می‌کنم با جمله ی استادم کورش سلیمی نازنین ‌که گفتند:

تا زمانیکه به فلسفه‌ای برای چرایی زندگی با خود نیاز داریم، یکی بودن انسان و زندگی را درک نکرده‌ایم

شراره علیخانی
چهارم خردادماه ۹۸
اولین جلسه انجمن دوستی و خرد کلام زنده عشق

دسته‌ها
یادداشت‌ها

درباره‌ی کتاب انسان خردمند

راستی …. چرا ما اینقدر شبیه همیم؟

درباره‌ی کتاب انسان خردمند

انسان خر

علی اشرفی

اولین جلسه انجمن خرد و دوستی کلام‌زنده

چهارم خردادماه ۹۹

  • بعدازظهر روی پشت بام، داشتم فکر می‌کردم با وجود تمام تفاوت‌های فرهنگی و رفاهی، همچنان این مردها هستند که بعد از ظهر تابستان سرویس کولر را انجام می‌دهند و زنانشان با شربت بیدمشک خنک از شوهرانشان پذیرایی می‌کنند.

راستی …. چرا ما اینقدر شبیهیم؟

  • کتاب انسان خردمند کتابی تاریخی است، البته نه تاریخ سلحشوری جنگاوران و کشورگشایی پادشاهان.

بعضی از شما تاریخ دوست ندارید… چرا؟ از حقارت و خشونت و کم شدن مساحت ایران گله‌مند هستید؟ قسمت فتحعلشاه تاریخ ایران را دوست ندارید؟ شاید بخش نادرشاه را! حمله اعراب به ایران، نظرتون در مورد استقلال بحرین چیه؟ موسیلینی و هیتلر؟ تاریخ کمونیسم؟ رضاشاه؟ مصدق؟ صدام؟ تاریخ را دوست دارید؟

آیا تاریخ یک ملیت باعث مباهات و افتخار هست؟ نیست؟

اصلا ملیت یعنی چه؟ دین یعنی چه؟ پول و اقتصاد چیست؟ هنر یعنی از کجا آمده؟ این کتاب با روایت بسیار بسیار جالب و خواندنی، رَوَندی را نشون می‌ده که انسان خردمند (خردمند به معنی فاضل و دانشمند نیست! یک گونه است… مثلا می‌گوییم پرشین کت یا سگ بولداگ یا سگ ژرمن….  انسان خردمند هم یه گونه است)

بریده‌ای از کتاب انسان خردمند
کتاب انسان خردمند
  • کتاب انسان خردمند درباره تاریخ نوع انسان است… اگر به پیوستگی آدمیان آنچنان که در ادبیات کلامزنده مرسوم است معتقدید، این کتاب برای شما خواندنی است. این کتاب درمورد انسان صحبت می‌کنه، قبل از زمانی که خردمند بوده. شاید عجب باشه براتون. برای من هم عجیب بود. به قسمتی از کتاب در این عکس توجه کنید.
  • یک مطلب زیست‌شناسانه از یکی از سخنرانی‌های تــد نقل می‌کنم که چندی پیش شنیدم… اغلب تصور ما از نظریه تکامل اینه که اول آمیب‌ها بودند، بعد به ماهی تبدیل شدند، بعد بی‌مهرگان بعد خزندگان، بعد پستانداران، بعد هی پیشرفته و پیشرفته‌تر شدند تا رسیدند به میمون و نهایتا انسان. خب درواقع اینطور نیست!!

بلکه در واقع: شبکه گسترده‌ای از جانوران شکل گرفته که فرض کنید یه صفحه بزرگ شطرنج را پر کرده اکنون تعداد بیشتر آنها منقرض شده‌اند. در واقع خیلی سعی نکنید بفهمید جد بزرگ انسان  کدام میمون بوده. شاید اصلاً مسیری که منجر به تولید میمون شده از مسیری که منجر به تولید انسان خردمند شده، متفاوت باشه!!

مثلاً فرض کنید که نوعی تمساح، به مرور تکامل یافته و ابتدا به خرگوش و سپس اسب و سپس به میمون تبدیل شده! و از مسیر کاملا متفاوت، مثلاً نوعی ماهی قرمز، تکامل یافته و ابتدا به گوسفند تبدیل شده و سپس تدریجاً به گاو و نهایتا به انسان تبدیل شده. در واقع در این مثال، اصلاً میمونی این وسط وجود نداشته که جد انسان باشد! (مثال‌های من را نشنیده بگیرید، ولی بدانید که روایت جدید و صحیح از نظریه تکامل این است) بگذریم….

 

  • در کتاب انسان خردمند اشاره می‌کنه که نژادهای مختلف انسان امروزی، از آمیزش گونه‌ای انسان (به نام انسان خردمند) با انواع انسان دیگر به وجود آمده، و حاصل این آمیزش نژادهای مختلف انسان؛ نژاد آفریقایی / نژاد اروپایی / نژادشرقی زرد … را به وجود آورده است.

[dt_sc_titled_box type=”titled-box” title=”واقعاً اینطوریه؟!”]شاید موضوع عجیب یا پیچیده باشد؛ دقت کنید: مثلاً یک نوع اسب، با ۴ نوع مختلف الاغ آمیزش می‌کند…. طبیعتاً ۴ نوع مختلف قاطر به‌جود می‌آید… بلانسبت شما و اقوام محترمتان… خیلی به اصالت قومی یا ملی خودمان نباید بنازیم… حداقل یکی از اجداد ما، مثلا بابا یا مامان‌بزرگ ما، اصلاً انسان خردمند نبوده‌اند!😄 البته تقریبا با خوشحالی و افتخار می‌توانیم بگوییم که حداقل یکی از اجداد ما انسان خردمند بوده است.😄😄
,[/dt_sc_titled_box]

  • کتاب “انسان خردمند” در ادامه به تغییرات زندگی آدمی پرداخته. یکی از مهمترین مسائل، تغییر از مرحله باغ بهشت به مرحله کشاورزی است… داستان آدم و حوّا در بهشت احتمالا مربوط به دوره‌ای است که انسان سراسر روز را به گردش و جستجو خوردن از انواع بوته‌ها و درخت‌ها می‌گذرانده… بسیار زندگی سالم و عاری از بیماری داشته… خوراک فراوان بوده و به معنی واقعی بهشت… شاید همان بهشتی که در کتابهای دینی از آن یاد شده.

کتاب، این دوره از زندگی بشر را “انسان شکارگر خوراکجو” نامیده است.

  • در مرحله بعدی انسان کشاورز و یکجانشین. که محصول تک‌غذایی او؛ دیسک کمر، بیماری‌های جدید و نوظهور مسری و … محصول این دوره است. کتاب اصلاً رویکرد مناسبی به این بخش ندارد و نویسنده معتقد است انقلاب کشاورزی در مجموع از لحاظ زیستی به نفع گونه‌ی انسانی نبوده.
کتاب انسان خردمند
نظریه کمون باستانی

 

یکی از ویژگی‌های خوب این کتاب اینه که واقعاً بی‌طرفانه نوشته شده و تا جای ممکن نظرات متنازع را همزمان بیان کرده.

  • در فصل‌های بعدی، کتاب به ابعاد مختلف زندگیِ انسانِ کشاورز پرداخته و سپس زندگی صنعتی… دوران ظهور چاپ… ظهور ماشین‌های صنعتی…. اصلاً چه شد که کشورهای اروپایی استعمارگر شدند؟ یک دلیل خیلی خیلی ساده داره… که دعوت می‌کنم کتاب را بخوانید. یه چیز بسیار آموزنده در مورد این کتاب، قسمت‌هایی است که راجع پول و بانک صحبت کرده. و برای من به شخصه مفهوم پول را روشن کرد…. مفهوم جادویی پول. که هرگز به‌عنوان ابزار رفاه یا مبادله نیست….!

دعوت می‌کنم تا کتاب انسان خردمند را بخوانید، و به دنبال آن کتاب انسان خداگونه.

دسته‌ها
یادداشت‌ها

معرفی کتاب نردبان شکسته

افسانه صیدی
ارائه‌شده در اولین جلسه

انجمن خرد و دوستی کلام‌زنده
چهارم خردادماه ۹۹

معرفی کتاب نردبان شکسته

“چگونه نابرابری بر طرز فکر ، زندگی و مرگ ما تأثیر می‌گذارد.”

نخستین جلسه انجمن دوستی و خرد کلام زنده در چهارم خردادماه سال ۹۹ برگزار شد.
در این جلسه خانم افسانه صیدی درباره‌ی کتاب نردبان شکسته توضیحاتی ارائه کرد.

پروفسور کیت پین (روانشناس و نوروساینسی که در آزمایشگاه خود به تأثیرات اشکال نابرابری بر ذهن انسان می‌پردازد) در کتاب خود در ۹ فصل به آزمایش‌های مختلف ارزیابی نابرابری از نظر اقتصادی، سیاسی، مذهبی، تبعیض نژادی و مسائل دیگر به گفتگو پرداخته تا مسائل نابرابری از دو جنبه اجتماعی و روانی را مورد بررسی قرار دهد.

کتاب نردبان شکسته
انتشارات میلکان

کتاب با سوال: آیا نابرابری اجتماعی محرک رفتار بد است؟ آغاز می‌شود:

اولبن بار خود کیت پین از طریق متوجه شدن اینکه دریافت غذای رایگان در صف غذای مدرسه، او را از سایر هم‌کلاسی‌هایش متمایز کرده است…
و مثال هواپیما به عنوان جامعه‌ای کوچک، که داشتن فِرست کلاس برای مسافران اکونومی کلاس، ایجاد خشمی معادل ۹ ساعت تأخیر ایجاد می‌کند، آغاز می‌شود.
مقایسه کردن موضوع مهمی‌ست که می‌تواند عامل بسیاری از درجازدن‌های جامعه مدرن باشد. موقعیت ذهنی ما در نردبان موفقیت، اطلاعات زیادی را فاش می‌کند…فقر و ثروت نسبی‌اند و به دارائی‌های دیگران در آن زمان و مکان خاص بستگی دارد.

همه ما گرایش به خودمثبت‌انگاری و سوگیری‌های ذهنی داریم و در مقایسه‌ها گاهی خود را عقب‌تر یا ضعیف‌تر از آنچه واقعیت دارد، حس می‌کنیم و این مقایسه و حس نابرابری مارا خشمگین، غمناک و حتی ممکن‌ست افسرده کند. موقعیت اجتماعی همیشه هدفی متحرک است؛ چون در مقایسه مدام با دیگران تعریف می‌شود.

نابرابری کنش‌ها و احساسات ما را به شیوه‌ای نظام‌مند تحت تأثیر قرار می‌دهد (مثال قطاری که میرود و فرد ساکن خود را جامانده و بازنده حس میکند…) حس فقیر بودن از خود فقیر بودن؛ رنج‌آورتر است.

این کتاب ترجمه سمانه پرهیزکاری است (که تاکنون مترجم و ویراستار ۶۳ کتاب بوده‌است) کتاب نردبان شکسته را انتشارات میلکان عرضه کرده که در حوزه‌های مدیریت، موفقیت، روانشناسی، زندگینامه و رمان نوجوان فعال است.