دسته‌ها
نقد فیلم

درباره‌ی فیلم زندگی زیباست

«زندگی زیباست» روایت طنزآلود عشق یک زوج یهودی-مسیحی ایتالیایی و پسر کوچکشان در خلال جنگ جهانی دوم و گرفتارشدن در زندانی مخوف و فرجام تلخ و شیرین آنهاست.

از پایان جنگ جهانی دوّم، تقریباً بسیاری از فیلم‌هایی که با امکانات و عوامل مناسب به مسئله یهودی‌ستیزی پرداخته‌اند، اقبال عمومی خوبی را نیز تجربه کرده‌اند. امّا فیلم فانتزی زندگی زیباست بدون توجه مستقیم به مسئله جنگ، یهودی‌ستیزی و شعارپراکنی پیرامون آن؛ به مسئله ویژه «انسان» آن هم فرای تعصب، دین، نژاد و عقاید پرداخته و از این منظر، فیلم قابل اعتنایی است.

در زندگی زیباست ما شاهد تلاش برای نمایش این موضوعیم که هر «کنشی» در نسبت با «واکنش» ما معنا‌دار می‌شود. حال معنای این کنش یا رخداد، عشق است؟ خیانت است؟ دلقک‌بازی است؟ رهایی از بندهاست؟ جنگ است؟ بازی است؟

به تعدادی مثال بارز از واکنش‌های گویتو (قهرمان فیلم زندگی زیباست) به رخدادها توجه کنید:

  • واکنش به بازرس آموزش و پرورش در رستوران و شیوه ثبت سفارش غذا وقتی هیچ غذایی نیست.
  • واکنش به دورا که بعدتر همسرش می‌شود و برخوردهای تصادفی با او.
  • واکنش به نگرانی عمویش که اسب او را یهودی‌ستیزان رنگ کرده‌اند.
  • واکنش به مراسم نامزدی دختر مورد علاقه‌اش و ربودن او از میان مراسم.
  • واکنش به اسارت در زندان همراه با پسرش و تبدیل آن به یک بازی مهیج و البته سخت.
  • واکنش دوست سابق آلمانیش که دکتر زندان است وقتی در آن هیاهو هنوز به دنبال حل معماست.

 

همه این رخدادها که می‌توانند شکلی از بحران یا رنج به خود گرفته و انسان را به ورطه قربانی‌ انگاری سوق دهند، با واکنش‌های گویتو، معنای دیگری می‌یابند.

با تماشای فیلم زندگی زیباست شاید این سؤال به ذهن رسد که همه این تبدیل معناها، صرفاً نقش‌آفرینی، سرپوش‌گذاری ماهرانه و مسئولانه بر درد و رنج و تلاش گویدو برای حمایت از خانواده‌ است‌. شاید این‌طور باشد امّا به نظر من، گویدو به مرتبه عالی دلقک در سفر زندگی رسیده است و این همان چیزی است که روبرتو بنینی تلاش دارد تا با هنرمندی به ما نشان دهد.

 

روبرتو بنینی
کلوپ فیلم کلام زنده

 

در داستان زندگی زیباست گویدو نقش‌آفرینی نمی‌کند چرا که او یک دلقک است. هدف دلقک، تفریح، لذّت و سرزندگی است. ترس او امّا، دلمردگی و سرزنده‌نبودن است.

قهرمان زندگی زیباست به دنبال لذّت‌بردن خودبخودی از هر فرآیندی است و با سربه‌سرگذاشتن، بازی‌ و کلک‌زدن به رویارویی با مشکلات می‌رود. مکالمه‌اش با دختری در مزرعه، سخنرانی به جای بازرس در مدرسه، ترجمه دل‌به‌خواه دستورهای افسر آلمانی، بازی با پسرش و زن‌پوشی برای نجات همسر و عنوانی که برای فیلم انتخاب شده، همگی مؤید این موضوع هستند.

هویار غفاری
اسفندماه ۹۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *